X
تبلیغات
موفقیت - تاثیر ذهن بر ماده

موفقیت

بابیان معیار ها ،ارزش ها وقوانین موفقیت می توان راهی برای موفقیت دلخواه بدست آورد.

تاثیر ذهن بر ماده

تحقیقات قرن بیستم

از سال های دهه ی 1930 به بعد، علاقه مندی و توجه به سایکوکینز افزایش یافت، تا جایی که امروزه تحقیق درابره ی این موضوع به یکی از سریع الرشدترین حوزه های فراروانشناسی تبدیل شده است. در سال های گذشته، این مطلب به خصوص در ایالات متحده ی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق صادق بوده است. با این حال، نتایج حاصل از مطالعات نظارت شده ی بالینی، متناقض بوده اند. برخی از این بررسی ها از نظر روان شناختی مورد حمله قرار گرفته اند و برخی دیگر را متهم به مشاهده ی آثار تقلب در آن ها کرده اند.

باید خاطر نشان کرد که با فراهم شدن شرایط ضروری و برخی الزامات، سایکوکینز واقعا روی می دهد و الگوهای وقوع آن به کمک آزمون ها و اشخاص تحت آزمون، شناسایی شده اند. ولی این مطلب را نیز می دانیم که الگوهای مذکور در هر شرایطی کاربردی نمی شوند.

در سال 1934 یکی از فراروان شناسان دانشگاه دوک در کارولینای شمالی به نام "جی.بی.راین" سلسله آزمون هایی را درباره ی سایکوکینز ترتیب داد. گرچه او نخستین کسی نبود که به مطالعه ی PK می پرداخت، ولی برای اولین بار اصطلاح "دریافت فراحسی"(لبته فکر کنم همون ادراک فراحسی باشه) یا ESP را وضع کرد و خود به بررسی آن پرداخت. این پژوهش ها منجر به حصول نتایج مهمی شد. فردی که در این زمینه مورد مطالعه ی راین قرار گرفت، یک قمار باز بود. او ادعا داشت که می تواند روی ریختن تاس اثر بگذارد و کاری کند که شماره یا ترکیبی از شماره های خاص به دست آید. ولی بعدا آزمون مدارک نشان داد که نتایج حاصل یکنواخت نیستند. بنا به دلایل مختلف، راین در انتشار یافته های خود شتاب نکرد: در آن زمان سایکوکینز به عنوان پدیده ای مشکوک تلقی می شد، او گهگاه از خودش به عنوان فرد مورد مطالعه استفاده کرده بود و دیگر این که بررسی های وی از کنترل بسیار ضعیفی برخوردار بودند. بالاخره راین زمانی یافته های خود را منتشر ساخت که یکی از دستیاران او اعلام کرد که افراد مورد بررسی، در بخش اولیه ی جلسات به نتایج بهتری در کار با تاس دست یافته اند و هرچه به مراحل انتهایی آزمون ها نزدیک تر می شدند، این نتایج ضعیف تر می شد. این ویژگی را به کاهش علاقه مندی افراد مورد مطالعه نسبت دادند که نمونه ی آن در آزمون های ESP نیز مشاهده شد.

راین در مقاله ی خود گزارش داد که براساس مشاهدات او به نظر نمی رسد که سایکوکینز با هیچ یک از فرایند های جسمی مغز ارتباط داشته یا حاصل هیچ کدام از قوانین مکانیکی علم فیزیک باشد. در مقابل، چنین می نماید که این پدیده، نوعی نیروی ذهنی غیر فیزیکی است که می تواند به وسیله ی برخی روش های قابل سنجش از نظر آماری، بر ماده اثر بگذارد و نتایج حاصل از آن را نمی توان به کمک دانش فیزیک شرح داد.

راین در ادامه به این نتیجه رسید که سایکوکینز و دریافت فراحسی، هر دو از این نظر که مستقل از فضا و زمان هستند، شبیه یکدیگرند. درواقع دریافت فراحسی یکی از بخش های ضروری فرایند سایکوکینز محسوب می شود و این هر دو برای هم اهمیت دارند. برای آنکه دریافت فراحسی بتواند بر یک جسم مادی که پرتاب شده است، اعمال اثر کند، لازم است در یک نقطه ی بحرانی از فضا و در لحظه ای تعیین کننده از زمان وارد عمل شود.

بررسی ها نشان دادند که هر دو پدیده ی سایکوکینز (PK) و دریافت فراحسی (ESP)، تحت تاثیر داروها، هیپنوز (خواب مغناطیسی) و حالت ذهنی فرد مورد آزمایش قرار می گیرند.

راین همچنین بر این اعتقاد بود که شفای معجزه آسا و درمان های جادویی طب عوام، از جمله پدیده های سایکوکینزی هستند که طی آن ها نوعی اثر روانزاد (سایکوژنیک)، بر بدن اعمال می شود و گاهی فاصله منبع این اثر از بدن زیاد است.

تحقیقات راین عصر جدیدی را در آزمون های مربوط به پدیده ی سایکوکینز آغاز کرد. تا قبل از سال 1940 بیشتر مشاهدات مربوط به سایکوکنیز، از طریق واسطه گری جسمانی و عموما در جلسات احضار ارواح که در تاریکی ترتیب می یافتند، انجام می شد.

در این گونه صحنه آرایی ها امکان اعمال هیچگونه کنترل علمی وجود نداشت و اغلب، اتهامات زیادی در ارتباط با تقلب و دوز و کلک بر آن ها وارد می شد. به دنبال کارهای راین، تجربیات مربوط به پدیده ی سایکوکینز را در دو طبقه تقسیم بندی کردند:"ماکروپی کی" یا حوادث قابل مشاهده و "میکروپی کی" یا اثرات ضعیف و خفیفی که با چشم غیر مسلح قابل رویت نبودند و نیاز به ارزیابی آماری داشتند. در این میان، تاکید بیشتری بر میکروپی کی می شد.

در اواخر دهه 1960، فیزیکدان آمریکایی "هلموت اشمیت"، روش جدیدی را برای آزمون میکروپی کی بوجود آورد. دستگاه اختراعی او که "سکه انداز الکترونیکی" نامیده می شد، براساس واپاشی تصادفی ذرات پرتوزا کار می کرد. با وقوع واپاشی، ذرات و پرتوهایی با سرعت هایی که تحت تاثیر دما، فشار، الکتریسیته، شرایط مغناطیسی یا دگرگونی شیمیایی قرار نمی گیرند، تشعشع می یابند. این گونه سرعت های تشعشعی کاملا غیرقابل پیش بینی اند و امکان دستکاری آن ها با کاربرد تقلب وجود ندارد.

در آزمون های انجام شده، از افراد مورد آزمایش خواسته می شد که با اعمال انرژی ذهنی خود، بر پرتاب سکه ها تاثیر بگذارند _به نحوی که بیشتر شیر یا خط بیاید یا چراغ های دستگاه در یک جهت خاص یا سمت مقابل آن روشن شوند.

برخی از افراد با موفقیت بر پرتاپ سکه ها تاثیر می گذاشتند.

دستگاه پرتاب سکه، نمونه ی اولیه ای از یک "مولد حوادث تصادفی" بود. وسیله ی اخیر که با استفاده از فنون رایانه ای کار می کند، اکنون نقش مهمی در بررسی دو پدیده ی "دریافت فراحسی" و "سایکوکینز" ایفا کرده و نتایج برجسته ای را در زمینه ی آزمون PK به دست داده است.

اشمیت نسبت به بررسی مسئله ی جود یا عدم وجود سایکوکینز در جانوران نیز علاقه مند بود.

در آزمون هایی که به عمل آمد، جانواران نتایج مثبتی به دست دادند ولی اشمیت دریافت که شرح این نتایج کار دشواری است. او این نظریه را مطرح کرد که شخصی آزمایش گر می تواند با استفاده از سایکوکینز ِ شخصی ِ خود بر جانور مورد آزمایش تاثیر بگذارد. اکنون درستی این نظریه به اثبات رسیده است و می دانیم که این عامل به صورت مانعی در برابر تمامی آزمون های "سای" در جانوران عمل می کند. اعلام اینکه توانایی سایکوکینزی مشاهده شده به جانور تعلق اشته است یا به فرد پژوهشگر، به صورت بالقوه غیرممکن است. به خاطر وجود این مانع، در زمینه ی آزمون های سایکوکینز در جانوران کار زیادی انجام نشده است. ولی هربار که چنین آزمون هایی انجام شده اند، راهبردهای اشمیت را به کار گرفته اند.

یکی از برجسته ترین تظاهرات ماکروپی کی چیزی است که اکنون "اثر گلر (Geller)" نامیده می شود. در طی دهه ا960، آزمون های ماکروپی کی بار دیگر محبوبیت پیدا کردند. در این زمان شخصی به نام "یوری گلر" با اعمال حیرت انگیز خود در زمینه ی خم کردن اجسام فلزی، تماشاچیان تلوزیون را مبهوت کرد. این کارهای شگفت در یک استودیو و نه در شرایط کنترل شده انجام شده بودند، و به نظر می رسید که با وارد آوردن چند ضربه و رسیدن به میزانی از تمرکز ذهنی انجام می شوند.

ضاهرا توانایی های گلر آنقدر قوی بودند که بنا به اظهار برخی از تماشاچیان اشیا و اجسام خانه ی آن ها نیز دستخوش تغییرات مشابهی می شد. منتقدان که عمدتا از شعبده بازان حرفه ای محسوب می شدند، ادعا می کردند که گلر از تردستی استفاده می کند. با این حال این گونه ادعاها به اثبات نرسیدند.

در سال 1968، شوروی ها مشهورترین سوژه ی مطالعات سایکوکینزی خود را به غرب معرفی کردند. او یک زن خانه دار اهل لنینگراد به نام "نینا کولاگینا"، متولد اواسط دهه 1920 میلادی بود. کولاگینا توانایی های خارق العاده ی خود را با حرکت دادن اجسام ساکن فراوانی که ابعاد و انواع گوناگونی داشتند، تغییر دادن مسیر اجسامی که از قبل در حرکت بودند و تاثیر گذاری بر فیلم عکاسی، به دانشمندان غربی نشان داد. همچنین گزارش شده بود که او از طریق سایکوکینز بر قلب قورباغه ای که از بدن جانور خارج شده بود، تاثیر گذاشته است. طی یک آزمون، کولاگینا ابتدا سرعت ضربان قلب را تغییر داد و سپس کاملا آن را متوقف ساخت. ازاین زن در حالی که به طور واضح اجسامی را در هوا شناور ساخته بود، عکس برداری شد. تاکنون، آزمون های ماکرو و میکرو سایکوکینز با متدولوژی های پیچیده و پیشرفت یافته، ادامه پیدا کرده اند و آزمایش کنندگان توجه خود را بر شرایط فیزیکی، واسطه های روحی و اشخاص دیگری که به نحو آشکار می توانستند بر اجرام و اجسام ساکن تاثیر بگذارند، متمرکز ساخته اند. آزمون های گوناگونی با نتایج متفاوت به انجام رسیدند. شخصی به نام "اینگو سوآن" که یک هنرمند اهل نیویورک بود، می توانست دمای اجسام نزدیک به خود را تا حدود یک درجه تغییر دهد و نیز قادر بود بر میدان مغناطیسی ای که یک قطب نما نشان می داد، تاثیر بگذارد.

در سایر آزمایش های سایکوکینز از جانوران و گیاهان استفاده شده است. برخی درمانگران کوشیده اند موش های زخمی را شفا دهند و رسیدن آب به دانه های جو را دگرگون سازند. در هر دو مورد، نتایجی تاثیر گذار به دست آمده است. در ریزسازوارگان و آنزیم ها نیز اثرات سایکوکینزی مشاهده شده اند.

در برخی موارد آثار حاصله خفیف اند و قابل مشابه سازی نیستند، ولی از نظر پژوهشگران این آثار نوید بخش دستیابی به یافته های بیشتری هستند که شاید بتوانند اطلاعات افزون تری را درباره ی فرایند درمان و التیام به دست دهند.

آن چه که درباره ی "اثر تداوم یافته" می دانیم، با این گونه آزمون ها در ارتباط است. یک مثال از آن، هنگامی است که فرد مورد مطالعه دما را بالا برده یا پایین آورده است و پس از رفتن او، بازهم افزایش یا کاهش دما ادامه می یابد. آبی که گفته می شود در دستان فرد شفا دهنده قرار گرفته و ظاهرا بر رشد گیاهان تاثیر داشته است، طبق ادعا، حتی پس از جوشانده شدن نیز اثر خود را حفظ می کند.

انواع دیگری از سایکوکینز نیز وجود دارند که مورد مطالعه قرار گرفته اند ولی تا حد زیادی به دیده ی شک و تردید به آن ها نگریسته می شود. چنین فعالیت هایی شامل شنیده شدن اصوات تکراری و غیر قابل توضیح، شکستن ظروف چینی و یا وقوع سایر فعالیت های اسرار

آمیز در یک خانه یا محطه ی کوچک اند.

گزارش های کاملا معتبر و تایید شده وجود دارد که در آن ها از پرتاب سنگ ها یا حرکت اثاثیه ی سنگین، هنگامی که هیچ کس در محل اصلی وقوع این حوادث یافت نشده یا در این باره اطلاع وجود نداشته است، سخن گفته اند.

در قرون وسطا، اغلب چنین می اندیشیدند که عامل این گونه رویداد ها شیاطین یا ارواح پلید هستند ولی در حال حاضر اعتقاد بر این است که این وقایع پر آشوب، نمودهایی از فعالیت های سایکوکینزی اند. نوع دیگری از فعالیت های سایکوکینزی آن هایی هستند که در آن اشخاص از سقوط تابلوها، توقف ساعت ها، یا به کار افتادن مجدد ساعت های متوقف شده و متلاشی شدن شیشه ها سخن گفته اند.

هم اکنون پژوهش درباره ی سایکوکینز در حوزه ی مراقبه و سایر حالت های دگرگون شده هشیاری در حال انجام است. همچنین برای بررسی وجود سایکوکینز "پس فعال (Retro-PK) نیز آزمایش هایی انجام می شود. در این گونه آزمون ها، فرد مورد آزمایش می کوشد تا پس از وقوع حادثه، بر حادثه ای نظیر ترتیب اعداد بیرون آمده از یک دستگاه "مولد رویدادهای اتفاقی" تاثیر بگذارد. مشکلی که در اینجا خودنمایی می کند، این است که نمی توان احتمال اثر سایکوکینز ناخودآگاه را که ممکن است در حین فرایند انتخاب اعداد از طرف فرد آزمایشگر یا آزمایش شونده بر دستگاه اعمال شود، منتفی ساخت.

گرچه دانشمندان عموما روی خوشی به سایکوکینز نشان نمی دهند، ولی بسیاری از فراروان شناسان اعتقاد دارند که آزمون های کاملا کنترل شده، وجود آن را اثبات کرده اند. با این حال، بررسی های آزمایشگاهی اکید، موید این قطعیت نیستند و نتایج کلی، چندان معنی دار نبوده اند. ولی به اعتقاد خیلی ها، انجام آزمون های مربوط به سایکوکینز، دریچه ی بازتری را به درک توانایی های ذهنی خواهد گشود.

ادامه دارد.....

منبع: ماهنامه‌ی دانشمند



برچسب‌ها: ذهن
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 15:43  توسط داریوش  |